خرید بک لینک

چه كسی ميداند كه تو در پيله خود تنهايي؟
چه كسی ميداند كه تو در حسرت يك روزنه در فردايی؟
پيله ات را بگشای
تو به اندازه پروانه شدن زيبايی
------------------------------------
خط خطی های یک ذهن مسموم با خاطرات تلخ

برچسب: نویسنده: الینا جعفری تاريخ: يکشنبه 15 مرداد 1396 ساعت: 3:58

دل پیش کسی باشد و وصلش نتوانی

لعنت به من و زندگی و عشق و جوانی

تا پیش تو آورد مرا بعد تو را برد

قلبم شده بازیچهی دنیای روانی

باید چه کنم با غم و تنهایی و دوری

وقتی همه دادند به هم دست تباني

در چشم همه روی لبم خنده نشاندم

در حال فرو خوردن بغضی سرطانی

آیا شده از شدت دلتنگی و غصه

هی بغض کنی، گریه کنی، شعر بخوانی؟

دلتنگ تو ام ای که به وصلت نرسیدم

ای کاش خودت را سر قبرم برسانی

#سید_تقی_سیدی

برچسب: نویسنده: الینا جعفری تاريخ: شنبه 7 مرداد 1396 ساعت: 19:27

سرگرم خودت باشی، با هزار و یک قصه ناتمام. باغ سوخته بی برکتی شده باشد زندگیت، بی متاعی درخور بازارهای پر از رنگ. فراموش شده باشی، مقیم دیار سکوت و تنهایی باشی و خو کرده باشی به شبهای بسیار طولانی ممتد بیخوابی، و قطره های روشن روز بین آنها. پذیرفته باشی که شب ها را بی چراغ سر کنی، و بدانی کسی به هو

برچسب: نویسنده: الینا جعفری تاريخ: شنبه 7 مرداد 1396 ساعت: 19:27

چه كسی ميداند كه تو در پيله خود تنهايي؟
چه كسی ميداند كه تو در حسرت يك روزنه در فردايی؟
پيله ات را بگشای
تو به اندازه پروانه شدن زيبايی
------------------------------------
خط خطی های یک ذهن مسموم با خاطرات تلخ

برچسب: نویسنده: الینا جعفری تاريخ: شنبه 7 مرداد 1396 ساعت: 19:27

رفتم و موهام کوتاه ترین حالت زدم. گاهی تاوان ی روز بد رو موهامون میدن. پشیمون نیستم که کوتاهشون کردم. گاهی که میرم جلوی آیینه جا میخورم از قیافه ام. هنوز بهش عادت نکردم...

برچسب: نویسنده: الینا جعفری تاريخ: شنبه 7 مرداد 1396 ساعت: 19:27

صفحه بندی